مدح و شهادت با امام حسن مجتبی علیهالسلام
سلام میدهد به نـام نـامیات سـلام هم رکـوع میشـود به احـتـرام تو قـیام هم تو کیستی که سَیّدُ الـشـّـباب اهـلِ جـنّتی و سـبـطِ اکـبـرِ بـهـشـتِ سَـیـّدُالاَنـام هم کرامـتت نداشت مـرز، مثل نور آفتاب رسید سفـرهات به ناسزای اهلِ شام هم شفـای دورهگردِ خاکِ مقدمِ تو سر زده به اهل گورخانههای مُرده از جذام هم هزار خطبه بود در بلاغـتِ سکوت تو هـزار بیالف، بدون نقـطه، بیکلام هم تو جنگجوی جنگ صبری ای دلاور جمل! پُر از دَمِ علیست ذوالفـقـارِ در نیام هم تُعِـزُّ مَن تَشاء یعنی ای مُعِـزّ مـؤمـنین! تو ماندی، از سپاه دشمنت نمانده نام هم تُـذِلُّ مَن تَـشاء یعنی آن زن شتـر سوار زنی که بو نبرد از آبرو، از احترام هم شکسته شد به دستِ جانمازدزدها، نماز فـقـط نه سجـده و قـیام، حُرمت امام هم کدام نوحه آخرین دَمت شد ای جگربهلب؟! که سوخت جانِ بر لبِ شهیدِ تشنهکام هم چه آتشیست داغ مادرت، که کم نمیشود از آن دو نانجیب اگر بگـیری انتقام هم دوباره گریه در غم تو را شروع میکنیم اگر میان روضه کـارمان شود تمام هم |